تبليغاتX
تصاویر جالب-آموزش-مرجع کد آهنگ

تصاویر جالب-آموزش-مرجع کد آهنگ

 

باران پاتوق

وبسايت مرينوس1988 

توفان دانلود

MKG-Graphic

-.¸ -.¸. بهترین وبلاگ متن های عاشقانه -.¸ -.¸.www.bia2aks98.blogfa.com 

www.mkg-graphic.mihanblog.com -.¸ -.¸.-.¸ -.¸. MKG - Design -.¸ -.¸.-.¸ -.¸.


>>مطالب ویژه<<

ابزار وبلاگ (صلوات پلیر) (جدید) کد آهنگهای کودکانه
کد آهنگ مخصوص محرم کد آهنگ تیتراژ سریال ها و برنامه های تلویزیونی 
کد پخش شبکه های رادیویی(آنلاین) کد آهنگ های بیکلام
کد آهنگ های ایرانی (جدید)

کد آهنگ های خارجی (جدید) 

کد دکلمه های خسرو شکیبایی(جدید) کد آهنگ میم مثل مادر (مخصوص روز مادر)

برای دسترسی به کد آهنگ های وبلاگ به لینک های بالا مراجعه کنید.

نوشته شده در جمعه چهارم شهریور 1390ساعت 22:38 توسط سعيد ميرزايي|

در روزگار قدیم، پادشاهی سنگ بزرگی را در یک جاده اصلی قرار داد. سپس در گوشه ای مخفی شد

تا ببیند چه کسی آن را از جلوی مسیر بر می دارد.

برخی از بازرگانان ثروتمند با کالسکه های خود به کنار سنگ رسیدند، آن را دور زدند و به راه خود

 ادامه دادند. بسیاری از آن ها نیز به شاه بد و بیراه گفتند که چرا دستور نداده جاده را باز کنند؛

امّا هیچیک از آنان کاری به سنگ نداشتند! سپس یک مرد  روستایی با بار سبزیجات به نزدیک سنگ

رسید.

بارش را زمین گذاشت و شانه اش را زیر سنگ قرار داد و سعی کرد  که سنگ را به کنار جاده هل دهد.

 او بعد از زور زدن ها و عرق ریختن های زیاد بالاخره موفق شد. هنگامی که سراغ بار بار سبزیجاتش

 رفت تا آن ها را بر دوش بگیرد و به راهش ادامه دهد متوجه شد کیسه ای زیر آن سنگ در زمین

فرو رفته است.

 کیسه را باز کرد و دید که  پر از سکه های طلا و یادداشتی از جانب شاه بود که این سکه ها مال

 کسی است که سنگ را از جاده کنار بزند. آن مرد روستایی چیزی را می دانست که بسیاری از ما

نمی دانیم و آن چیزی نبود جز اینکه :

 هر مانع، فرصتی است!

نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1391ساعت 21:3 توسط سعيد ميرزايي|

                 صنـــــدوق صدقــــــات نيست دل مـــــــن...

                کـــه گاهي سکه اي محــــــــــبت در آن بياندازي

                   و پيش خداي دلـــــــــت فخـــــر بفروشي ...

                      که مستحـــــــقي را شــــــاد کرده اي

 

      


                   دل من جـــــــــاده که نيست هر از گاهي


           که تنها مانـــــــــدي... در فکر عبـــــــــورش باشـــــــي


                          هروقت هم خواستي دور بزني


            خانه دل من يک خيابان يک طرفه است .برگشت نداره
 

                خيابان نيست كه از همان جايي آمدي بروي ...

 
               بفهم! ...


                    اين لامصب اسمش احساس است

نوشته شده در شنبه دوم اردیبهشت 1391ساعت 8:54 توسط Neda|

شش حرف و چهار نقطه ! کلمه کوتاهيه . اما معنيش رو شايد سالها طول بکشه تا بفهمي ! تو اين کلمه کوچیک ده ها کلمه وجود داره که تجربه کردن هر کدومش دل شير مي خواد! تنهايي ، چشم براه بودن ، غم ؛غصه ، نا اميدي ، ***جه رو حي ،دلتنگی ، صبوری ، اشک بیصدا ؛ هق هق شبونه ؛ افسردگي ،پشيموني، بي خبري و دلواپسي و .... ! براي هر کدوم از اين کلمات چند حرفي که خيلي راحت به زبون مياد و خيلي راحت روي کاغذ نوشته ميشه بايد زجر و سختي هايي رو تحمل کرد تا معاني شون رو فهميد و درست درک شون کرد !!! متنفرم از هر چیزی که زمان را به یاد من میاورد... و قبل از همه ی اینها متنفرم از انتظار ... از انتـــــــــــــــــــــــــــــــظار متــــــنـــــفــــــرم
نوشته شده در جمعه هجدهم فروردین 1391ساعت 15:56 توسط Maedeh|

سلام به همه ی دوستان! خوبید؟؟

عید همتون مبارک. امیدوارم سال خوبی داشته باشید.

همچنین عید رو به ندا خانم و آقاسعید تبریک میگم.

من ی مدتی بود که نبودم. با عرض شرمندگی.درگیر ی سری مشکل بودم که خداکنه حل بشه.

برام دعا کنید. مرسی.

 

نوشته شده در جمعه هجدهم فروردین 1391ساعت 14:54 توسط Maedeh|

چقـــدر دوستـــــــ دارم

بــا خیــــال راحتــــــــــ ،

یکــــــ نفـس عمیـق بکشـــم

از بــوی آرامـــش وجــود تـــو...!

.

.

دل نـوشتــه: یعنــــی میــــشه...؟!


نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم فروردین 1391ساعت 9:54 توسط Neda|

کاش وقتای تنهایی 

یکی از توسایه می اومد و مثل پسرخاله می گفت:

نون بگیرم؟

نفت بگیرم ؟

ا،دلت گرفته؟ 

منم میگفتم آره.............

بعد فقط میشست کنارم سکوت میکرد............

من هم مثل کلاه قرمزی سرمومیزاشتم روزانوش...

عیدهمگیتون مبارک....

نوشته شده در شنبه بیست و هفتم اسفند 1390ساعت 10:41 توسط Neda|

یه پسر و دختر کوچولو داشتن با هم بازی میکردن.پسر کوچولو یه سری تیله داشت و دختر کوچولو

چندتایی شیرینی با خودش داشت.

پسر کوچولو به دختر کوچولو گفت من همه تیله هامو بهت میدم ، تو همه شیرینیاتو به من بده.

دختر کوچولو قبول کرد. پسر کوچولو بزرگترین و قشنگترین تیله رو یواشکی واسه خودش گذاشت کنار

و بقیه رو به دختر کوچولو داد.

اما دختر کوچولو همون جوری که قول داده بود تمام شیرینیاشو به پسرک داد. همون شب دختر کوچولو

با آرامش تمام خوابید و خوابش برد. ولی پسر کوچولو نمی تونست بخوابه چون به این فکر می کرد که

همونطوری خودش بهترین تیله اشو یواشکی پنهان کرده شاید دختر کوچولو هم مثل اون یه خورده از

شیرینیهاشو قایم کرده و همه شیرینی هارو بهش نداده.

نتیجه اخلاقی : عذاب وجدان همیشه مال کسی است که صداقت ندارد.

آرامش مال کسی است که صداقت دارد.

لذت دنیا مال کسی نیست که با آدم صادق زندگی می کند.

آرامش دنیا مال اون کسی است که با وجدان صادق زندگی میکند.

نوشته شده در شنبه بیستم اسفند 1390ساعت 15:54 توسط سعيد ميرزايي|

سلام بچه ها قراره منم نویسنده این وب باشم

عـاشقـانه های من را بـا او تـکرار نـکن

اگـر عاشـقت بـاشد

عـاشقانـه ای برایـت می سـازد

که مـن جـا انـداختـه ام

نوشته شده در یکشنبه چهاردهم اسفند 1390ساعت 9:54 توسط Neda|

سلام دوستان...

خوبید؟

من مائده ام. نویسنده جدید!

آشنا میشیم باهم...

موفق باشید.

نوشته شده در سه شنبه نهم اسفند 1390ساعت 20:27 توسط Maedeh|


آخرين مطالب
» بنر های دوستان (پست ثابت)
» هر مانع، فرصتی است!
» احساس
» شش حرف و چهار نقطه!!
» عید!!
» یکـــ نفـس عمیـق...
» پسرخاله و کلاه قرمزی
» صداقت و آرامش
» من ودلم
» نویسنده جدید
Design By : Pars Skin